حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2477

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

كه آن نه فقط پستى تراژان را نموده ، بل ميتوان گفت ظالمانه و خائنانه بوده . با قدرتى ، كه تراژان داشت ، چه چيز او را مجبور كرده بود ، كه شاهزاده اشكانى را بپذيرد يا او را اميدوار كند ، كه تاج ارمنستان را به او خواهد داد . از اين مرحله هم اگر صرفنظر كنيم ، وقتى كه او شاهزاده را در اختيار خود داشت ، چرا او را مطمئن ساخت ، كه مجاز است بهرجا ، كه خواهد برود . اگر او را خطرناك ميديد ، ميتوانست مانند اسيرى در اردوى خود نگاهدارد . فرونتو ، يكى از نويسندگان رومى ، كه ذكرش در صفحه قبل گذشت ، در اين باب قضاوتى كرده ، كه شايان ذكر است . او گويد « 1 » : « درست قولى و شرافتمندى فداى انجام مقصود گرديد و بر نام روم لكّه‌اى گذاردند . اگر پارثامازيريس تقصير داشت بهتر بود ، بگذارند ، فرار بكند ، نه اينكه او را طورى تنبيه كنند ، كه اين مجازات در انظار مردمان ببهاى رسوائى تمام شود » . اثرى ، كه اين رفتار تراژان در آنزمان كرد چنان بود ، كه بعضى خواستند براى تبرئه قيصر تقصير را بر اكس‌دارس برادر پارثامازيريس وارد آرند ، ولى تراژان براى تحمّل اين اندازه پستى ديگر حاضر نشد و آشكارا اعلام كرد ، كه هرچه شده است ، كردهء خود او است و اكس‌دارس شركتى در اين كار نداشته ( اين خبر را ، سويداس « 2 » از قول آرّيان ذكر كرده ) . بعد از كشته شدن پارثامازيريس ارمنستان كاملا مطيع گشت و خسرو حركتى نكرد ، تا انتقام برادرزاده‌اش را بكشد ، يا در باب تصرّف ارمنستان ، كه موضوع آنهمه جنگها بين پارتيها و روميها بود ، اعتراضى كند . روميها در ابتداء تصوّر ميكردند ، كه چون خسرو اكس‌دارس را از سلطنت ارمنستان خلع كرده پارثامازيريس را بجاى او معيّن كرده بود ، ممكن است ، كه اكس‌دارس از راه نارضامندى متحد روميها گردد و قيصر او را بپادشاهى ارمنستان بشناسد ، ولى تراژان به زودى نظر خود را در اين باب آشكار كرد . او ارمنستان بزرگ و كوچك را يك كاسه كرده آن را ايالتى از روم دانست ، زيرا بعقيده او بدين نحو طرفدارى ارامنه از سياست پارت

--> ( 1 ) - Princep . Hist . vol II p . 349 . ( 2 ) - Suidas .